حسين بن معين الدين الميبدي ( مترجم : زمانى )
42
ديوان أمير المؤمنين ( ع )
يكتا هستم . اى بنده ز روى صدق وإخلاص وأدب * در ياب بهشت ، باش با عيش وطرب جرم وگنه تو سربهسر بخشيدم * ز نهار مترس هرچه خواهى بطلب مصيبت حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله 60 - آيا پس از كفن نمودن وبه خاك سپردن وى با جامههايش ، براي مردهى ديگرى غمگين شوم ؟ ! 61 - به غم رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله گرفتار شديم واز اين پس تا زندهايم نمونه آن حضرت را براي نجات يافتن از رذالت نخواهيم يافت . اكنون كه كشيد مصطفى صلّى اللّه عليه وآله سر به كفن * غمگين نشود به مرگ غيرش دل من چيزى كه من از خلق كريمش ديدم * تا هست حيات من نخواهم ديدن 62 - رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله براي ما ( مسلمانان ) وأهل بيت خود همانند دژ بود ، پناهگاه بود ، جانپناهى بود از دشمن . 63 - هر وقت آن حضرت را مىديدى ، نور بود وهدايت ، روز وشب ، راه مىرفت ويا غذا مىخورد . ( مىدرخشيد وراهنمائى مىكرد . ) ما را ز رسول حقّ صلّى اللّه عليه وآله حمايت مىبود * وز ديدن أو لطف رعايت مىبود از پرتو آفتاب رويش ما را * در خانه دل نور هدايت مىبود « 1 »
--> ( 1 ) - عبد اللّه پسر زيد انصارى وقتي خبر مرگ محمد ( ص ) را شنيد از خدا خواست چشمهايش كور شود تا پس از محمد ( ص ) روى كسى را نبيند . همان لحظه دعاى أو به أجابت رسيد . ص 127 شرح نهج البلاغة لاهيجى